عباس قديانى
253
فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )
تقويم اوستايى ( جديد ) تقويمى كه در ايران قبل از اسلام و در عهد ساسانيان در ايران معمول بود ، و در آن ، سال داراى 365 شبانهروز و يك روز اضافى در آخر سال محسوب مىشد . چون سال شمسى حقيقى 365 شبانهروز است ، سال تقويم اوستايى در هر 4 سال يك شبانهروز و يا به طور دقيقتر در هر 128 سال 31 شبانهروز از سال شمسى حقيقى عقب مىافتد ، و در نتيجه ، مثلا نوروز در طول سال تغيير مىكند ، چنانچه در سال جلوس ( 632 م . ) يزدگرد سوم ساسانى ، نوروز ( يعنى اول فروردين ) در روز 91 م . از اول بهار واقع بوده است . علاوهبراين سال سيار ، از سال ثابتى نيز خبر داريم ، كه ثابت نگاه داشتن آن به وسيلهء كبيسهاى از قرار يك ماه در 120 سال به عمل آمد ، ولى اين سال ثابت استعمال رايج نداشته و فقط موبدان ( و شايد دواير مالياتى هم ) به آن توجهى داشتند . سالى را كه كبيسه در آن واقع مىشده ( هر 120 سال يكبار ) وهيزك ( vahizak ) مىگفتند . اجراى اين كبيسه ظاهرا به واسطهء طول مدت بين دو كبيسه و نيز بروز انقلابها و گرفتاريها ظاهرا دستخوش بىترتيبى بوده است ، كبيسهء 9 م . كه ظاهرا بايستى در عهد خسرو پرويز در سنهء 595 م . به عمل آيد اجرا نشد ، و بعدا هم استيلاى عرب بر ايران اجراى كبيسه را موقوف ساخت . ضمنا چون در ايران مبدأ ثابتى براى تاريخ نبوده ، و با هر فرمانروايى مبدأ جديدى اتخاذ مىشد ، و چون يزدگرد سوم ، آخرين شاه سلسلهء ساسانى ، در 16 ژوئن 632 م . جلوس كرد ، حساب سالها از اين مبدأ ادامه يافت ( تاريخ يا تقويم يزدگردى ) ، ولى كبيسهاى اجرا نشد تا اينكه ملكشاه سلجوقى دست به اصلاح تقويم زد . در باب تنظيم زمان در ايران باستان اطلاعات قطعى در دست نيست . احتمالا در به دو امر سال قمرى ( نظير سال هجرى قمرى ) ايجاد شده ، ولى ظاهرا در بين مردم زراعت پيشه و گلهدار ، كه اساس كارهايشان بر فصول طبيعى است ، بايد به زودى ترتيب كبيسهاى داده شده باشد . اولين شكل تقويم كه از آن در نزد ايرانى خبر داريم تقويم اوستايى قديم است كه قمرى ، شمسى و آغازش اساسا انقلاب صيفى بوده است . بعيد نيست كه در نتيجه مهاجرت اقوام ايرانى از شمال شرقى به نواحى مغربى و جنوبىتر ، به اقتضاى آبوهوا يا مخصوصا به واسطهء ارتباط با تمدن بابلى و آشورى ، مبدأ سال به اعتدال خريفى تبديل شده باشد . نشانى اين « تقويم پارسى قديم » در كتيبههاى داريوش و آثار بيش از آن پيداست . محتملا پس از افتادن مصر به دست ايرانيها در سلطنت ( 529 - 522 ق . م . ) كمبوجيه ، و آشنا شدن آنان با اصول تمدن عالى مصر و مخصوصا پس از اصلاحات داريوش بزرگ ( سلطنتش 521 - 486 ق . م . ) ، تقويم ساده و منظم مصرى را از ايرانيان اقتباس كردند ( تقويم اوستايى جديد ) . در هرحال تقويم اوستايى در تمام كيفيات و جزئيات با تقويم مصرى مطابق است ؛ و هم ممكن است بعضى خصايص آن مقتبس از تقويم بابلى و آشورى بوده باشد ؛ و در هر صورت ، علاوه بر آنچه مقتبس از ديگران است ، داراى خصايص و رنگ نمايان مذهب مزديسنى مىباشد . و مخصوصا ماهها و اعياد مربوط به خدا و فرشتگان زردشتى و ايزدان و امشاسپندان است . هرروز ماه ، چنان كه در مصر معمول بود به يك فرشتهء موكل منسوب و به اسم او موسوم بوده است . تقويم اوستايى ، چون با كيش زردشتى مربوط بود ، در بين اقوامى كه داراى اين مذهب بودند رواج داشت ، و بعد از انقراض ساسانيان به دست اعراب منسوخ نشد ؛ در خود ايران نه فقط نوروز ، بلكه ساير اعياد قديم نيز